آیین باستانی پیر شالیار
| .. | |||||||||||||
| |||||||||||||
| .. | |||||||||||||
| |||||||||||||
ژانه ژین نام کتابی است از اساتید گرانقدر جناب آقای هاشم سلیمی و سرکار خانم ثریا کهریزی که چندی پیش افتخار آشنایی با استاد سلیمی را پیدا کردم و ایشان کتاب بسیار گران بهای خودرا به من هدیه کردند .کتاب ژانه ژین مجموعه ای از لالایی های مادران ما در مناطق مختلف و با گویشهای مختلف کردی می باشد .این لالایی ها نغمه های دل انگیز مادران اند که بر جان و دل کودکان می نشینند.تا آنها را از بی خوابی و بی تابی به دور سازند. لالایی ها پیوندی مستقیم با شرایط روحی و روانی مادران دارد که از متن آنها می توان به ابعاد زندگی اجتماعی , اقتصادی و... زمان سرایش آنها نیز پی برد .لالایی ها آینه ی باورها و شیوه ی زندگی مردمان و پیوندهای خانوادگی و اجتماعی اند .مثلا مادران کرد بر این باورند که از سه ماهگی به بعد کودک قادر به شنیدن است ,به همین خاطر پیش از آن لالایی نمی خوانند و زمزمه های لالایی را پس از سه ماهگی در گوش او ترنم می کنند. لالایی ساخته و پرداخته ی ذهن عامه ی مردم است و گاهی به دور از قواعد و قراردادهای دستوری و بدون رعایت اصول عروضی به صورت هجایی بیان می شود .البته در لالایی توجه به سادگی پیام و انتقال احساس عاطفی بیش از بدایع و صنایع شعری اهمیت دارد.
صادق هدایت می نویسد : این ترانه ها ی کودکانه آنقدر با روحیه و زندگی بچه ها متناسب است که همیشه نو و تازه مانده و چیز دیگری نتوانسته جانشین آنها شود .
در واقع لالایی نغمه ی مادرانه همه ی سرزمینهای دنیاست . در کتاب ژانه ژین مولفان نمونه های نغز از لالایی های مناطق کردستان با گویشهای کرمانجی , سورانی , کلهری , هورامی و ... مورد بررسی قرار داده اند.که ضمن تشکر و قدر دانی از همت و تلاش این بزرگواران نمونه هایی از این لالایی ها به شما دوستان عزیزم تقدیم می کنم . امید وارم که با تهیه این کتاب از بقیه مطالب خوب و ارزنده آن استفاده ببرید ضمنا از استاد هاشم سلیمی دو اثر ارزنده دیگری نیز تحت عنوان :زمستان در فرهنگ کرد و افسانه های محلی ایران به چاپ رسیده و در اختیار علاقه مندان قرار داده شده است .
و اینک چهار نمونه از لالایی ها با چهار لهجه زیبای زبان کردی :
الف ) لالایی کرمانجی
لوری , لوری , لوری , لوری
لوری لوری , به رخام لوری
لاندک لاری لاندکو , ئای لاوی مالی به رخام لوری
وه زی باویژمه سه ر چاوی , به رخی قورسه , وی ده سمالی
لاندک لایی لایی
وه زی لاندکا به رخا خوه , هلینمه کاولی گوندا
مالا خالی , لاندک لاری
شه و یدینی لاندکا به رخام , داییک که تی , به رخی لوری
مه ره به نی له مال ده رینا سه بر که تی
لاندک لایی لایی
وه زی لاندکا , خه وی پادیمه کاولا نه غده یی
ده و مزگه وتی لاندک لاری
لو لو , شیر دده تی سه برام لوری
ب ) لالایی سورانی
چه ند چاک و پیرت بو ده خولامه وه
له به ر سیبه رت نه حسامه وه
ئه من لانکوله ی خوم هه لده گرمه وه
ده یبه مه وه بن داری ده گویزی
به سه ری هه لده کیشمه وه چل نمره ی ده ته وریزی
ئه من لانکوله ی خوم هه لده گرمه وه
ده یبه مه بن داری ده خورمایه
به سه ری هه لده کیشمه وه چل نمره ی به غدایه
روله لایه , روله لایه , بابی دایه
ئه تو بوچی خه وت نایه ؟
ده بنو روله خه وی خیرت بی
نوشته ی پیاوچاکان له ژیر سه رت بی
ئه من لانکوی خوم هه لده گرمه وه
ده به یمه بن داری ده بییه
به سه رت هه لده کیشمه وه به رمالی ده که شکولییه
چه ند چاک و پیرت بو ده خولیمه وه
له به ر سیبه رت بحه سیمه وه
وهره لایی , وه ره لایی , بو له خه وت نه بانی
یتره ب روله نه مری بو خاتری غه وسی سانی
خوزگه م به مه لان هه ر شه و له شاخی
نه ک به ده سته ی خوم هه ر ئاخ و داخی
به تانه ی دوست و بیگانگان خوم
به وینه ی مه جنون ویلی کیوان خوم
ئازیز به مه رگت گرانه ده ردم
کاتی بژنه وی ئه وه من مردم
ج ) لالایی کلهری
خوا بیات نیازم
هه فت ژن ئه رات بخوازم
ئه ول به گله به رگی بو
دویه م حوسنای پری بو
سی یه م تورک و ته ماشا
چهارم دوست ئه حمی پاشا
په نجم میوانی گه لوده ر
شی شه م میوان وه ری خه ر
برگرفته از سایت که سکه سور(رنگین کمان)
در مورد کسی به کار می رود که تنبل وحراف باشد.
باتشکر از فرستنده ی ضرب المثل جناب بهرامی نیا
ئاڤان /نام کوهستانی در کردستان
ئاڵێ /دختر مو بور
ئالا /بیرق/، پرچم/لوا
ئالان /نام منطقه ای بسیار مهم درکردستان ایران سردشت
ئاسکی/از واژه "ئاسک" به معنی آهو
ئاونگ /شبنم
باژیلان
بهیان /بامداد/سپیده دم/کاریوه
بهفرین /برفی
بهناز /نازدار
بیریوان /
بیخال /نام ابشاری درکردستان عراق
جوان /زیبا/ خوشکل
چاوجوان /زیباچشم
چاورهش /سیهچشم
چنور /نام گلی خوشبو
چرو /غنچه
چیمهن /سبزه و طبیعت
چوپی /نوعی رقص کردی
دیلان /نوعی رقص کردی
دلنیا /دلگرم و مطمئن
دلووان /مهربان
دیانا /نام شهری در کردستان عراق/ نام خدای مصریان
دیمهن /چشمانداز
ئهسرین /اشک
ئهستێ
ئهستیره /ستاره
ئهوین /مهر/ عشق
فرمیسک /اشک
فینک /خنک و دلچسب
گهلاویژ /ستاره شباهنگ
گولاله /لاله
گزنگ /پرتو خورشید
ژینو
ژیار
کالێ /دختر چشم آبی با گیسوان طلایی
کانی /چشمه
کهژال /آهو، گونهای از واژه خهزال/غزال
کویستان /کوهستان
کوردستان /کردستان
میدیا /سرزمین ماد
مههاباد /مهاباد/ شهر بسیار زیبا در کردستان ایران
نالین
ناسکی/زریف
ناسکول
نهشمیل /خرامان
نهرمین /دلپذیر/ مهربان
نهخشین /آراسته/ دارای نقش و نگار
نیاز /دعا/ احتیاج
نیان /لطیف/ دلپذیر
نیشتمان /میهن/ مام هم معنی می دهد
پهریخان
پرشنگ /پرتو/
رازان
روژ /خورشید
روژین /خوروَش
روناک /روشنا
ریژنه /باران تند در هنگام آفتاب
سازان
سهیران
سهما /رقص/ سماع
سکالا
سروشت /طبیعت
سروه /نسیم
ستران
سوزان
سوکار /نام کوهستانی در کردستان
شیلان /نسترن
شلیر /. سوسن/. لاله
شوخان /شوخ و شنگ
شنو/اشنویه
شنه /نسیم آرام و دلپذیر بهاری
شهپول /موج، آبخیز
شهمام
تانیا
تهلار
تهنیا /تنها
تریفه /نور مهتاب
تیروژ /پرتو خورشید
تارا /ستاره، پارچه نازک وعمدتا قرمز بر سر عروس در کردستان
ڤیان /عشق
خهزال/غزال
خهزیم
خوزگه /آرزو/ حسرت
خوناو /باران آهسته و دلپذیر
زهینو /زینب
زین /نام دختری در یکی از داستان های عاشقانه کردی
هانا
هاوین /ازماه های سال
ههلاله/لاله/نام گلی در طبیعت
هیرو /گل ختمی/گلی از گلهای کوهستان های کردستان
گلاویز/ازماه های کردی و فصلی بسیار زیبا/همسر یکی از سرداران کرد
ئابا:پدران/اجداد
ئابتین:نام پدر فریدون
ئابرا:برادر بزرگ
ئابیستا:ئه ویستا/کتاب اسمانی زرتشت
ئاپولو:خدای هنر در ایران باستان
ئاتبین:نام پدر فریدون
ئاترو:اتشین
ئاتروپات:نام سرداری در زمان حمله اسکندر
ئاتروسا:مانند اتش
ئاتلیا:نام یکی از شهرهای ماد باستان
ئاتور:اتش
ئاتوربان:اتشبان
ئاتوسا:نام یکی از شاهزادگان کرد ماتیانی در سال ۷۱۶ قبل از میلاد
ئاتوی:نام یکی از سرداران ماد
ئاته ر:اتش
ئادان:زمین حاصلخیز
ئادو:خدای باد در ایران باستان
ئاده م:انسان خوب
ئارا:ارایش
ئاراد:نام فرشته ای است در کیش زرتشت
ئارارات:کوهی از سلسله جبال زاگرس
ئاراز:اشک چشم/یکی از سرداران کرد زعفرانلو/رودخانه ای بین شوروی و ایران
ئارازیاش:نام شهری باستانی
ئاراس :ئاراز
ئاراسپاس:از بزرگان ماد و نگهبان معبد پانته آ
ئاراسته:ارایش شده چیزی را به کسی متوجه کردن
ئاراسته:زیبا
ئارام:ارام/ارامش
ئارامیش:ابریشم
ئاران:دشت وسیع/منطقه ای در اذربایجان شوروی/نام منطقه ای باستانی
ئارباس:کورد/لقبی است که یونانیان به کیقباد دادند
ئارباکو:از سرداران ماد
ئارخه یان:مطمئن اسوده
ئاردا:نام فرشتهای در ایین زرتشت
ئاردو:از اسامی باستانی ایرانیان
ئاردهلان:نام سابق ولایت کردستان
ئارده و:په پوله
ئارزو:ارزو
ئارش:پسر اروین از شاهزادگان کیانی/ارش کمانگیر معروف/معنا
ئارشام:ارشام از بزرگان ماد
ئارشو:نام یکی از سرداران ماد
ئارشین:پهلوان باستانی
ئارمان:هدف ارمان
ئارمین:نام پسر کیقباد/ارام گرفتن
ئارمینا:ئارمین
ئارنا:اریایی نژاد
ئاروا:فرشته ای از ایین زرتشت
ئاروان:زاد سفر/توشه/اذوقه
ئاروین:ازمون/تجربه از شاهزادگان کیان
ئاره به با:نام کوهی معروف در بانه
ئاره ز و :ارزو
ئاریا:اقوام سفید پوست
ئاریارات:نام پادشاه باستانی
ئاریاس:نام یکی از فر مانروایان ماد
ئاریام:ایرانی اریا
ئاریان:اریایی ها/نام روستایی
ئاریو برزین:سردار دلیر کرد که در برابر یورش اسکندر مدتها پایداری کرد
ئاریتما:نام یکی از سرداران ماد
ئاریز:کوهی است در اطراف سنندج/نام گلی
ئارین:نژاد هند و ارو پایی
ئارینا:نژاد اریا
ئازا:نترس
ئازاد:وارسته
ئازاده:اصیل /وارسته
ئازادان:نام یکی از بزرگان دوره ساسانی
ئازر:نام قدیمی کوهستان ساسون در ترکیه
ئازرم:حیا / شرم
ئازور:کوهی در اطراف در یاچه وان ترکیه که اکنون ساسون نام دارد
ئازیتا:دختر پادشاه ماد/مادر کورش
ئازین:زینت
ئاژال:سبزه/ گیاه
ئاژه نگ:نام درختی
ئاژین:ریز/روان ساختن
ئاسا:ساده / معمولی/مانند
ئاسالان:بهاران
ئاسایش:راحتی
ئاسک:اهو/اسکه
ئاسکول:غزال
ئاسکه:اهو
ئاسکی:اهو
ئاسو:افق
منظومه مم و زین به بسیاری از زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است و ملتهای بسیاری این اثر ارزشمند را ستوده اند. شرق شناسان و ادیبان نامداری آن را به آلمانی و روسی و فرانسوی ترجمه کرده اند و بر آن نقدهای فراوانی نوشته اند. مارگارت رودینکو که آنرا درسال ۱۹۶۲ به روسی ترجمه کرده است، معتقد است مم و زین بزرگترین شاهکار ادبی دنیاست. او “مم و زین احمد خانی” را هم سنگ “شاهنامه فردوسی” و “ایلیاد و اودیسه هومر” می داند. مم و زین به کردی کرمانجی است اما استاد هژار مهابادی آنرا به کردی سورانی ترجمه کرده است.
خلاصه داستان
امیر خوشنام و قدرتمند جزیر بوتان دو خواهر بسیار زیبا دارد که افراد بسیاری در آرزوی وصال آندو اند. در یکی از جشنهای نوروز دو پسر کرد با لباس مبدل دخترانه در پی یافتن پاسخی برای مشاهدات خود بر می آیند و پرده از راز دو خواهر پسرنما بر می دارند. تاجدین و مم بدون آنکه بدانند آن دو دختر کیستند دلباخته شان می شوند. از دیگر سو آن دو خواهر مات و مبهوت اند که چرا شیفته دو دختر شده اند. پس از آن دیدار ناگهانی، دو خواهر و آن دو پسر که از قضا سرداران سپاه امیر اند، به بستر بیماری می افتند و در عشقی رازآلود می سوزند.
رمالان و بزرگان کرد دست به کار می شوند و در نهایت مالکان انگشتری های رد و بدل شده را می یابند. ستی، تاجدین را می خواهد و زین، مم را. روزگار به تاجدین و ستی روی خوش نشان می دهد. آن دو با ارج و قرب بسیار و در مراسمی باشکوه، کام عاشقی را شیرین می کنند.
و این چنین زین، عزیزدردانه امیر تنها می ماند و در انتظار وصال مم. داستان عشق آن دو در پی رشک و حسادت غلام امیر و حیله گری های مدام او به گونه ای دیگر رقم می خورد. کسی را یارای فاش ساختن عشق مم و زین برای امیر نیست و این بازی شطرنج است که باید حکم براند. مم بازی را عاشقانه، می بازد و رازش را فاش می سازد. امیر آشفته فرمان بر مرگش می دهد اما تاجدین و سرداران دیگر، نظر امیر را بر می گردانند. مم به شکنجه گاه امیر برده می شود.
زین و مم را وصال که نه، دو دیدار حاصل می شود. دیدار اول در باغ زیبای امیر است و دیدار دوم اما در پس راهروهای تو در توی سیاه چال امیر. پایان داستان رقم می خورد و چون تمام عاشقانه ها …

Mem û Zîn – مم و زین
مم و زین داستان دلداری و عشق است و به گفته خود خانی، داستان آزادی ملت کرد است. داستان حماسی خانی هر چند درونمایه ای گاه عرفانی دارد اما فرهنگ و اندیشه مردم کرد را تا انتها در خود دارد، گاه فاش و هویدا و گاه مرموز و در لفافه؛ از پس پرده خلوتگاه دختران زیبا روی کرد گرفته تا صحنه های رزم آوری و دلاوری مردان کرد. احمدخانی، آن شاعر بلند پایه و بزرگ با مم و زین در دل مردم کرد، همیشه جاوید است.